تبلیغات
سفر به اعماق ماوراء - درسی که مرد به همسرش داد
سفر به اعماق ماوراء
هم قبیله
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….

وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش

باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی …نمک  بزن … نمک …

زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری.





نوع مطلب : زنگ تفریح، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 فروردین 1391
پنجشنبه 5 تیر 1393 06:09 ب.ظ
Salam ali bod
Q
سه شنبه 13 خرداد 1393 01:57 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی دارید ایشالله سر فرصت بتونم بقیه مطالبتون را بخونم
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 10:39 ق.ظ
جالبه....
یکشنبه 4 اسفند 1392 07:12 ب.ظ
بامزه بود مرسی بازم ازاین داستان هابزارین
چهارشنبه 6 شهریور 1392 12:55 ب.ظ
چرا مطلب جدید نمی زارین
علیرضا بوذریقبلی ها رو همه رو خواندید؟
یکشنبه 28 آبان 1391 10:10 ب.ظ
khoooob bod
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی